|
این وبلاگ با هدف وصل کردن مدرسه ی فرزانگان و صالحین و بهشتی تاسیس شده!
|
|
|
|
||||
|
همین الان داشتم با girl of farzanegan تلفاّ (از نظر زبان فارسی تلفنی بهتره) حرف میزدم ازش قول گرفتم که بعد از امتحانات بیاد آپ کنه
مخاطب این یه پاراگراف فقط girl of farzaneganِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ girl of farzanegan دلم خیلی برات تنگ شده
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 14:48 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امروز جلو در مدرسمون (صالحین) تصادف شد
البته خیلی جدی نبود ، یه سمند و پیکان (سرویس مدرسه) با هم تصادف کردن . حالا تصادف اونا به ما ارتباطی نداشت تیکه ی جالبی که میخوام براتون بگم اینه!!!:: معاونای مدرسه پیله کرده بودن میگفتن اون سمند قبل از تصادف اینجوری بوده!!! (ماشینش فرورفته بوده) حالا ما رو بگی!!!! از خنده ترکیده بودیم!!! به قول یکی از دوستام اینا امروز شدن خانم مارپل خلاصه جاتون خالی!!! آخره سوژه بود!!!
امروز بالاخره من یه امتحانم و خوب دادم امتحان عربی رو تقریبا نصف بیشتر ه بچه ها گند زدن!! آره گند زدن!!! خب خودتون و بزارین جای ما!! ساعت ۱۰-۱۲ فیزیک امتحان بده!! فرداش بیا عربی بده!! اونم امتحان خانم پل !! جالب اینجاس به هرمعلمی که میگی وقت ندارم میگه خب خانوم بقیش باشه برای آپ بعد!! من دیگه خسته شدم!! فقط به عنوان آخرین مطلب اینو بگم که::: میدونم اینا مشکلات همه ی دانش آموزاس!!! هیچ راهی هم براش نیست!!! ما باید سعی کنیم خودمون سازگاری پیدا کنیم خوب درس بخونین تا آپ بعد بای
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 15:5 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 14:24 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این یه عکس هنری از میز معلم!!!!
خب یکم توضیحات راجب به عکس:: اون گلدونی که رو میز میبینین رو برای روز دانش آموز ،خانم امیر غلامی زحمت کشیدن برا کلاس خریدن (البته اگه بگیم روز کلاس بهتره!!) اون پوشه بنفشه هم دفتر نمایندس!!(حضور و غیاب و از این چیزا.....) آها!!! حالا اگه گفتین اون پنجره رو به کجا باز میشه؟!!!!!! به سمت حیاط خلوط مدرسه ی خودمون که پشت اون حیاط دبیرستان پسرونس دیگه بقیه عکس هم که ماژیک و صندلی و این چیزاس که توضیح نداره راستی من شنبه امتحان دارم برام دعا کنین!! ممکنه تا بعد از امتحاناتم آپ نکنم ولی سعی میکنم آپ کنم.
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 11:47 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یه نتیجه ی اخلاقیه مهم میشه از انتخاب شدن آرزو خانوم گرفت:::::
اینکه اگه خواستین کاندید بشین حداقل 1 سال برین تو آسمانه کار کنین !!! (توجه::لباس عروس که دیگه از مد افتاد، برین کافی نت بزنین اونجا) مطمئن باشین از رای یه لشکر بسیج یا سپاه موثر تره !!!! من تضمین میکنم اینجوری حتما درمیاین!!! میگین نه؟!! امتحان کنین.... با تضمین ۱۰۰٪ من!!
+
نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 18:2 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این دفعه میخوام راجب به موضوع داغ روز بحث کنم فکر کنم شما هم میدونین چی رو میگم؟ انتخابات!!!! اول از همه یه سوال؟!! شما فکر نمیکنین تعداد کاندید ها یکم زیاده؟!!!(استفهام انکاری) این روزا که مدرسه ی ما (صالحین) شده ستاد تبلیغاتی اونم نه برای یکی!! برای همه ی کاندیدها!! یکی میاد میگه خواهر من فلانیه کاندید شده حتما بش رای بدین اون یکی میاد میگه به بابام رای بدین این وسط یه موضوع خیلی جالب اینه که امروز یکی از معلم ها چند تا cd تبلیغاتی آورده بود کفت این شوهر خواهرمه!! به بقیه کاندیدا فرق میکنه . خلاصه 2 ساعت برای ما اهدافش رو گفت آخرش هم گفت یادتون نره بش رای بدین!! آخه یکی نیست این وسط بگه ما اگه نخوایم رای بدیم باید کیو ببینیم؟!!!! المپیاد ریاضی رو هم به خاطر انتخابات به هفته ی بعد موکول کردن!!! حالامن نمیگم که رای ندین یا .................. اتفاقا تشویقتون میکنم که رای بدین ولی خواهشا به این تبلیغات و شیرینی ها و کارت اینترنت رایگان و این چیزا توجه نکنین با چشم باز بیبین چه کسی لیاقت رای شما رو داره و بعد بش رای بدین ولی اگه مثل من نتونستین هنوز نماینده ی دلخواهتون رو انتخاب کینین به نظر من رای ندادن بهتر از اینه که به یه شخص فاقد لیاقت رای بدین!! با من موافق نیستین؟!!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 15:54 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
((من تو توضیحات آپ قبل نوشته بودم که درنا خانم پرسیده بودن که من میشناسم یا نه!!! منم تا این حد میدونستم!! تقریبا همه ی نظراتی که دوستان گذاشتند نشون میده که فکر میکردن من با شوریده خانم کار دارم!!! یا ، چمیدونم اینجا دوست یابی راه انداختم (اسغفرالله
((بازم تاکید میکنم من به درخواست درنا خانم این مطلب رو گذاشتم)) خواهش میکنم مطالب رو کامل بخونید بعد نتیجه گیری کنین.
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 15:4 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام
درنا خانوم یه کامنت گذاشته بودن و پرسیدن که ما کسی به نام شوریده میشناسیم یا نه؟ اگه اشتباه نکنم شوریده سال سوم تجربی ، مدرسه شایستگان باید باشه. باباش هم فکر کنم کارخونه ی چرم داره.(اینو مطمئن نیستم.). شناخت من از شوریده در همین حد هست. فقط از طریق یکی از دوستام تو شایستگان قبلا اسمشو شنیده بودم. حالا میشه بپرسم جریان چیه؟؟!! امیدوارم این اطلاعات به شما کمک کنه
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 13:1 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این پست رو میخوام به شخص، جوکر اختصاص بدم.
میدونین چرا؟!!!! احتمالا نمیدونین، پس من میگم چرا!! به خاطر اینکه همیشه با نظرایی که میده به منو girl of farzanegan حال میده منم با این پست تا حدی میخوام ازشون تشکر کنم. جوکر جون در دونه ای!!! جوکر جون یه دونه ای
(( یاد بگیرین
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 22:40 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یه خبر توپ ، گفته ها و شنیده ها حاکی از باردار بودن خانم حویزاوی داره(مدیر دبیرستان صالحین) !! البته ناگفته نمونه که یه دو ماهی مرخصی هم داره
به هر حال برای خودشون و نینیشون آرزوی سلامتی میکنم و امیدوارم این نینی براشون بمونه آخه ۲ بار از این موضوع خاطره تلخ دارن. فکر کن!! ۲ماه مدرسه مدیر نداشته باشه!!!بهرانی(معاون) هم که امسال رفت!!!! چه حالی میده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اینقدر دوست دارم حویزاوی رو تو این وضع ببینم!!
+
نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385ساعت 14:2 توسط
|
|
|||||
|
|||||